غزل شمارهٔ 1238
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
ز سودای بتان داغ غلامی بر جبین دارم
ز مردن غم ندارم، لیک روزی کز غمت میرم
فراموشت شود از من به عالم غم، همین دارم
فدا کردیم در عشقت دل و دین و ز من مانده
همین جانی که آن هم بهر روز واپسین دارم
مرا گویند کاندر وصل او خوش باش، چون باشم؟
که چون هجران شبان روزی بلایی در کمین دارم
بسی گفتند خسرو را دل از مهر بتان بر کن
سخن نشنوده ام اکنون، نه دل دارم، نه دین دارم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم
رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1426
دم گرمی طمع از ناله های آتشین دارم
که مشکل عقده ها در پیش از آن چین جبین دارم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5542
اگر چه چون دعا از دست خود یک کف زمین دارم
ز محتاجان به گرد خویش چندین خوشه چین دارم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5543
Sources
Persian text source: Ganjoor

