غزل شمارهٔ 1166
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1از خدنگ غمزه دلدوز خویش
11
از خدنگ غمزه دلدوز خویش
پاره سازم سینه بهر سوز خویش
22
تا شب هجران ناخوش در رسید
بعد ازان هرگز ندیدم روز خویش
33
ز آشنایان بر سر بالین من
نیست غیر از شمع کس دلسوز خویش
44
در خزان هجرم از دست رقیب
از وصالت کی رسد نوروز خویش؟
55
از رخت بر آسمان مه شد خجل
در چمن هم بوستان افروز خویش
66
وارهم از محنت هجران تمام
گر بیابم طالع فیروز خویش
77
خسروا، در کنج تنهایی مگوی
راز دل با جان غم اندوز خویش
Sources
Persian text source: Ganjoor

