غزل شمارهٔ 173

Toggle stanza 1
ما را دل زار مستمند است
1

ما را دل زار مستمند است

و آویخته خم کمند است

2

ای جان کسی، دل رهی را

می پرس که نیک دردمند است

3

بدگوی که سرد گردد این دل

کز آتش شوق بر گزند است

4

تلخی نشنیدم از لبت هیچ

یا خود می تو هنوز قند است

5

خامان به نهان دهند پندم

با سوخته ای چه جای پند است

6

جان در خم زلف تست بنمای

تا بنگرمش که در چه بند است

7

تا خط تو نودمید گل را

بر سبزه هزار ریشخند است

8

خواهم سر سرو را ببرم

کز قد تو یک سری بلند است

9

آن روی که چشم بد ازان دور

بنمای که خسروش بسند است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor