Toggle stanza 1
هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی
1

هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی

چند کافر کیش باشی، چند بی دینی کنی؟

2

صورت چین نایدت از هیچ رویی در نظر

با چنان رو گر نظر در صورت چینی کنی

3

آینه کو تا ببینی و ببوسی لعل خویش

وز دهان خویشتن هر دم شکرچینی کنی

4

گر به روی زهره گردون کنی دندان سفید

بر شرف جای مهت گویی که پروینی کنی

5

آینه بینی و پس گویی که من خود بین نیم

چون ببینی آینه، ناچار خودبینی کنی

6

گویی اندر گیسوی مشکین من مسکین شوی

گر همان سودا نبینی، بر که مسکینی کنی

7

مست حسنی و ز خوی بد تویی نقل ترش

جان خسرو هست، اگر رغبت به شیرینی کنی

Sources

Persian text source: Ganjoor