Toggle stanza 1
چتر عنبروش کن از گیسو که سلطان منی
1

چتر عنبروش کن از گیسو که سلطان منی

ترک لشکرکش کن از مژگان که خاقان منی

2

زلف بالا کن، ببند آن روزن خورشید را

کآفتابم نیست حاجت، چون تو مهمان منی

3

جان من گم گشت پیشت، نیست آن جای دگر

تا تو بردی جان من یا خود تو هم جان منی

4

از لطافت جوهرت را خود نمی دانم که چیست؟

پامنه بر من که مورم چون سلیمان منی

5

در دلم باشی و هرگز سایه بر من نفگنی

بارک الله آخر، ای سرو، از گلستان منی

6

دوش دل بردی و می خواهی که امشب خون کنی

من بحل کردم، اگر حجاج قربان منی

7

کافرت کردند خلقی، بس که ناحق کشتیم

کافری نزدیک خلق، اما مسلمان منی

8

چون تو مهمانی و آنگه خانه خسرو غمت

یارب، این خواب است، ای یوسف، به زندان منی

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 1840 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood