غزل شمارهٔ 1007
Toggle stanza 1دو چشمت که تیر بلا می زند
11
دو چشمت که تیر بلا می زند
چنان تیر بهر چرا می زند؟
22
کمان جانب دیگری می کشد
ولی تیر بر جان ما می زند
33
زهی دیده کز شوخی و چابکی
کجا می نماید، کجا می زند؟
44
دو زلف تو از پشتی روی او
شب تیره را در قفا می زند
55
به هنگام رفتار بالای تو
تگ کبک را زاغ پا می زند
66
چو بوی ترا در چمن می برد
نسیم بهار از صبا می زند
77
نوا می زند بلبل از راه عشق
ولی راه این بینوا می زند
88
مریز آب خسرو همین غم بس است
که آتش درین مبتلا می زند
Sources
Persian text source: Ganjoor

