غزل شمارهٔ 1996
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1می شکفد گل به چمن تا ز نسیم سحری
می شکفد گل به چمن تا ز نسیم سحری
وه چه خوشی گر نفسی پهلوی من باده خوری
گر ز خرابی منت نیست خبر رنجه مشو
مستی حسن ترا شاید اگر بی خبری
آهن و سنگ آب شود ز آه دل غم خور من
نرم نگردد دل تو وه چه عجب جانوری
هر کسی از پیرهنت رشک برد در برتو
من ز زمینی که تو آن زیر قدم می سپری
من به رهت خاک شدم بو که ته پا کنیم
سوی دگر پرشکنی کرده تو خوش می گذری
تا ستدی دل ز تنم ماند تنم خسته ز غم
باز دهد خسرو اگر جان ز تنش تو ببری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بی خبر از خود مگذر، جانب دل هم نظری
ای چمنستان جمال، آینه دارد سحری
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2686
مزد تلاشم به رهت دیده ندارد گهری
آبلهای کو که نهم در قدم خویش سری
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2690
هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2456
سنگ مزن بر طرف کارگه شیشهگری
زخم مزن بر جگر خستهٔ خستهجگری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2458
طوطی و طوطی بچهای قند به صد ناز خوری
از شکرستان ازل آمدهای بازپری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2462
Sources
Persian text source: Ganjoor

