غزل شمارهٔ 1187
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1نظر ز دیده بدزدم چو بنگرم رویش
11
نظر ز دیده بدزدم چو بنگرم رویش
که دیده نیز نخواهم که بنگرد سویش
22
مرا به دیده درون خواب از کجا آید؟
که شب نماند به عالم ز پرتو رویش
33
ولی ز رویش اگر در جهان نماند شبی
هزار شب نتوان ساختن ز یک مویش
44
ز فرق تا به قدم ماه نو شد و پهلو
بدان امید که پهلو نهد به پهلویش
55
ز بس که آینه گشته ست روی زانوی من
که آینه ز چه شد همنشین زانویش؟
66
به مردمی اگر آیم به کوی او روزی
سگم کند به فسونهای چشم جادویش
77
بدین صفت که کنم کام عیش را شیرین
شراب تلخ نماند ز تلخی خویش
88
خوش آن کسی که کشد جرعه ای ز جام لبش
که مست گشت جهانی چو خسرو از بویش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

