غزل شمارهٔ 1885
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1تو خود به غمزه سراسر کرشمه و نازی
تو خود به غمزه سراسر کرشمه و نازی
چه حاجت است که با ما کرشمه ای سازی
به تیغ بازی مژگان مریز خون مرا
که نیست ریختن خون عاشقان بازی
شب آمدی و نگفتم به کس، ولی چه کنم؟
که بوی زلف به همسایه کرد غمازی
حدیث حسن کسی را به عهد تو نرسد
ترا رسد که، نگارا، به حسن ممتازی
از آن شده ست لگدکوب بلبلان سر سرو
که پیش قامت تو می کند سرافرازی
چو جان به پای تو انداختم، خیال بگفت
که من از آن توام تا تو دل نیندازی
رضا به کشتن خود داد خسروت که ز لب
به زنده کردن او چون مسیح پردازی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
عروس حجله طبعم که شاهد سخن است
ز آب و خاک خراسان چو دید ناسازی
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 36
اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی
کنند در قدمت عاشقان سراندازی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 576
امیدوارم اگر صد رهم بیندازی
که بار دیگرم از روی لطف بنوازی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 577
تو خود به صحبت امثال ما نپردازی
نظر به حال پریشان ما نیندازی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 578
مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه.
خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 48
رحم آوردن بر بدان ستم است بر نیکان، عفو کردن از ظالمان جور است بر درویشان.
خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 8
مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی
به زیر تیغ کنی چند گردن افرازی؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6860
چو برقع از رخ زیبای خود براندازی
بگو نظارگیان را صلای جانبازی
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 262
Sources
Persian text source: Ganjoor

