غزل شمارهٔ 966
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1دل که نه زعشق پاره پاره بود
11
دل که نه زعشق پاره پاره بود
دل نگویم که سنگ خاره بود
22
پیرمردی که از جفای جوان
خون نخورده ست شیرخواره بود
33
ای که مه با کمال خوبی خویش
پیش روی تو پیشکاره بود
44
هر که یکبار دید روی ترا
تا زید در غم دوباره بود
55
گر ز کافر بود هزار سوار
چشم تو میر آن هزاره بود
66
چون لبت را به گاز پاره کنم
لب نباشد نبات پاره بود
77
نیست یک چاره وصل را، وانگاه
می زیم من هزار چاره بود
88
خاک پای تو می کشم در چشم
مگر این اشک را کناره بود
99
هر شبی خسرو است و بیداری
مونسش گر بود، ستاره بود
Sources
Persian text source: Ganjoor

