غزل شمارهٔ 126

Toggle stanza 1
تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
1

تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت

از جان گله دارم که مرا زنده چرا داشت

2

اندوه جدایی ز کسی پرس که یک چند

دور فلک از صبحت یارانش جدا داشت

3

دیوار ترا من حله خار نخواهم

هجرت به دلم گر چه که صد رخنه روا داشت

4

داغی دگر اینست که از گریه بشستم

آن داغ که دامانت ز خون دل ما داشت

5

صوفی که خرامیدن تو دیده به صد صدق

بدرید مصلا و کله در ته پا داشت

6

خسرو به وفای تو دهد جان که در آفاق

گویند همه کان سگ دیوانه وفا داشت

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor