غزل شمارهٔ 126
Toggle stanza 1تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
11
تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
از جان گله دارم که مرا زنده چرا داشت
22
اندوه جدایی ز کسی پرس که یک چند
دور فلک از صبحت یارانش جدا داشت
33
دیوار ترا من حله خار نخواهم
هجرت به دلم گر چه که صد رخنه روا داشت
44
داغی دگر اینست که از گریه بشستم
آن داغ که دامانت ز خون دل ما داشت
55
صوفی که خرامیدن تو دیده به صد صدق
بدرید مصلا و کله در ته پا داشت
66
خسرو به وفای تو دهد جان که در آفاق
گویند همه کان سگ دیوانه وفا داشت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

