Toggle stanza 1
جان من از غمت چنان شده ام
1

جان من از غمت چنان شده ام

که ز غمخوارگی به جان شده ام

2

غم جان بود پیش از این و کنون

بکشم خویش را، بر آن شده ام

3

تا تو مهمان من شوی، خود را

از اجل یک شبی ضمان شده ام

4

پندت، ای نیک خواه، می شنوم

من که خود پند مردمان شده ام

5

کوه دردم ترا، گنه چه کنم

که اگر بر دلت گران شده ام

6

گر سگان تو التفات کنند

دور از آن روی استخوان شده ام

7

خوار منگر که خسروم آخر

که غلام تو رایگان شده ام

Sources

Persian text source: Ganjoor