Toggle stanza 1
بتی هر روز بر دل میر سازم
1

بتی هر روز بر دل میر سازم

به خوردن خون خود را تیر سازم

2

تنی پیرم گرفتار جوانان

بدین طفلی چه خود را پیر سازم؟

3

دل پاره نیارم دوخت هر چند

رگ جان رشته تدبیر سازم

4

چو کافوری نخواهد گشت روزم

ضرورت با شب چون قیر سازم

5

نه پای آنکه بگریزم ز تقدیر

همان بهتر که با تقدیر سازم

6

ندارم چون به حال صدق تا کی

ز زهد آیینه تزویر سازم

7

بس از بیهوده گفتن، خسرو، آن به

همه قوت تو مرغ انجیر سازم

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 1281 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood