غزل شمارهٔ 241

Toggle stanza 1
در سرم تا ز سر زلف تو سودایی هست
1

در سرم تا ز سر زلف تو سودایی هست

دل شیدای مرا با تو تمنایی هست

2

در ره عشق منه زاهد بیچاره قدم

گر ز بیگانه و خویشت غم و پروایی هست

3

دل که از غمزه ربودی به سر زلف سیاه

گر چه دزدیست سیه کار، دل آسایی هست

4

باغبان تا گل صد برگ رخ خوب تو دید

در چمن بیش نگوید گل رعنایی هست

5

هندوی خال مبارک به رخت مقبل شد

گشت پرویز که در سلک تو لالایی هست

6

هر شبی در غم هجرت شب یلداست مرا

که به سالی به جهان یک شب یلدایی هست

7

چوب خشک است به پیش قد تو هر سروی

گر چه او را به چمن قامت و بالایی هست

8

مردم از حسرت دیدار و نگفتی روزی

که مرا سوخته ای غم زده رسوایی هست

9

دعوی هستی و ناموس مکن، خسرو، هیچ

تا ترا میل نظر بر رخ زیبایی هست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 241 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood