Toggle stanza 1
چون به گیتی هر چه می آید، روان خواهد گذشت
1

چون به گیتی هر چه می آید، روان خواهد گذشت

خرم آن کس کو نکو نام از جهان خواهد گذشت

2

ناوک گردون که آید از همه نظاره کن

کز کیان بگذشت تا نیز از کیان خواهد گذشت

3

جز ز یک کس نگذرد یک تیر بین در کیش چرخ

کش یکی تیر است، لیک از همگنان خواهد گذشت

4

آن که می گوید که خواهم دید پایان جهان

بس که بر بالای ما پیر و جوان خواهد گذشت

5

گر جوان گر پیر، چون ما بگذریم از این جهان

گر بخواهی دید گو تا بر چسان خواهدگذشت

6

چون گریزم از جفای آسمان، چون عاقبت

سیل کز بام آید اندر ناودان خواهد گذشت

7

کاروان دوستان بسیار بگذشت و هنوز

بین کزین ره چند ازینسان کاروان خواهد گذشت

8

هر که هست آخر نه در زیر زمینش رفتن است

خود گرفتم در بلندی ز آسمان خواهد گذشت

9

مهر جانی و بهاری کایدت، خوش باش، از آنک

چند چند از نوبهار و مهر جان خواهد گذشت

10

خسروا، بستان متاعی در دکان روزگار

کاین بهار عمر ناگه رایگان خواهد گذشت

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 193 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood