Toggle stanza 1
جمال دوست مرا تا به چشم دیده شده ست
1

جمال دوست مرا تا به چشم دیده شده ست

خیال او به دل تنگم آرمیده شده ست

2

ز زلف پرده در او که پرده پوش دل است

بیا که پرده پوشیدگان دریده شده ست

3

کشید عارض او خط، پناه چو، ای صبر

کنون که لشکر سودای از جریده شده ست

4

هنوز می کشدم دل به زلفت، ار چه مرا

هزار گونه گشایش ازان کشیده شده ست

5

رقیب گفت، شنیدی چه لطف می گفتند؟

سخن ز گفتن من می کند شنیده شده ست

6

نمی توان که دلم را ز تیر او ببرم

ز تیرش ار چه دلم چند جا بریده شده ست

7

مگر سیاه ازان گشت مردم چشمم

که آفتاب جمالش درون دیده شده ست

8

نیامده ست بر من دو روز، دانی چیست؟

لبش به دندان بگرفته ام گزیده شده ست

9

به دست شوق کمند نیاز می تابم

که باز آهوی صیادکش رمیده شده ست

10

گهر ز دیده به دامن همی کشم به رهش

ز کار خسرو بیچاره دانه چیده شده ست

Sources

Persian text source: Ganjoor