غزل شمارهٔ 1381
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1هر شبی با گریه های خود خوشم
11
هر شبی با گریه های خود خوشم
گر چه هست آن روغنی بر آتشم
22
مرگ شیرین شد مرا از عیش تلخ
زنده گردم، وه کزین شربت خوشم
33
گل ز باغ وصل نزدیکان برند
من چو سگ از دور با سنگی خوشم
44
ای که پابوسی، فغانم زن که من
زاهد کویم، ولی شاهدوشم
55
بس که جانم عاشق دشنام اوست
هر که را گوید، به سوی خود کشم
66
یک نفس بنشین که میرم پیش تو
تا نفس باقیست پنج و یا ششم
77
مور گر میرد نباشد خونبها
پی سپر کن زیر پای ابرشم
88
ز آه خسرو، جان من، ایمن مباش
کاسمان دوز است تیر تر کشم
Sources
Persian text source: Ganjoor

