غزل شمارهٔ 203

Toggle stanza 1
آن که زلف و عارض او غیرت روز و شب است
1

آن که زلف و عارض او غیرت روز و شب است

جان من از مهر و ماه روش هر دم در تب است

2

رشک عناب است یا خود پسته خندان او

سیب سیمین است خود یا آن ترنج غبغب است

3

باز ابر چشم من بسیار باران شد، مگر

ماه خرمن سوز من امشب به قلب عقرب است؟

4

بس که فریادم شب هجران به گردون می رود

قدسیان را از تظلم کار یارب یارب است

5

می شمارم هر شبی اختر از آب چشم و صبح

نیست روشن کاختر بختم کدامین کوکب است

6

ساقیا، بر لب رسان جامی و آنگه ده به ما

زانکه ما را چون قدح از تشنگی جان بر لب است

7

ترک هر مذهب گرفتم، زانکه نزد پیر دیر

ذکر مذهب لاابالی زاختلاف مذهب است

8

ما و مجنون در ازل نوشیده ایم از یک شراب

در میان ما ازان رو اتحاد مشرب است

9

لاف دانایی مزن خسرو مگر دیوانه ای

در دبستانی که پیر عقل طفل مکتب است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor