Toggle stanza 1
دهنت را نفس نمی بیند
1

دهنت را نفس نمی بیند

مگرت هست و کس نمی بیند

2

یک نفس نیست کز دهان تو، دل

تنگیی در نفس نمی بیند

3

بلبلی چون من از گلت محروم

شکرت جز مگس نمی بیند

4

برگ کاهی شدم ز غم، چه کنم؟

چشم تو سوی خس نمی بیند

5

یک شبی خیز و میهمان من آی

فتنه خفته، عسس نمی بیند

6

با تو گویم که از غم تو چهاست

کاین دل بوالهوس نمی بیند

7

می رسد، گر دلم کند فریاد

لیک فریادرس نمی بیند

8

آب چشمم که از سرم بگذشت

می رود، هیچکس نمی بیند

9

نشود صبر، ناله خسرو

کاروان در جرس نمی بیند

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 989 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood