Toggle stanza 1
اگر چه پرسش من نیست رایش
1

اگر چه پرسش من نیست رایش

رها کن تا بمیرم زیر پایش

2

زمین را بهره زان پا و سرم دور

به غیرت هر دم از خاک سرایش

3

سر ما در کمند و شه به جولان

چه غم می دارد از مشتی گدایش!

4

چو از ما رفت، یاران، جان بی شرم

بدار ار می توانی داشت جایش

5

ترا خون ریز عاشق نیست حاجت

که هجران نیک می داند سزایش

6

شراب شوق کز جنت دلم خورد

گوارا باد آن نقل بلایش

7

تو کش یارا که خواهد مرد بی تو

که خسرو کرد خود را آزمایش

Sources

Persian text source: Ganjoor