غزل شمارهٔ 590
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1گر یار به دل درون نباشد
11
گر یار به دل درون نباشد
صبر از دل من برون نباشد
22
بی خواب و قرار ماندم، آری
دل گمشده را سکون نباشد
33
گر صبر کنیم، جان توان برد
لیکن چه کنیم چون نباشد؟
44
ای دوست، ز گریه هم بماندم
کاندر تن مرده خون نباشد
55
دل برد ز خسرو آرزویت
جان برد، ولی کنون نباشد
Sources
Persian text source: Ganjoor

