Toggle stanza 1
کجا دولت وصلش آرم به دست
1

کجا دولت وصلش آرم به دست

که جز باد چیزی ندارم به دست

2

سر زلف او تا نگیرد قرار

کی آید دل بیقرارم به دست

3

گهش می فشانم سر خود به پای

چه چاره نبود اختیارم به دست

4

سر آمد درین آرزو روز غم

که افتد شبی زلف یارم به دست

5

نه بد بر کفم باده بر یاد آن

که باد است ازو یادگارم به دست

6

ببازم سر خویش، خسرو، اگر

گهی دامن وصلش آرم به دست

Sources

Persian text source: Ganjoor