غزل شمارهٔ 560
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1زهر تن چشم او جان را بدزدد
11
زهر تن چشم او جان را بدزدد
زهر دل زلفش ایمان را بدزدد
22
هزاران عمر باید مزد دزدیدش
چو آن عیار ما جان را بدزدد
33
بت محمل نشین زان ره که رفته ست
رهی خواهد بیابان را بدزدد
44
گرم ناوک زند خواهد دل من
که از بس شوق پیکان را بدزدد
55
خوش آن ساعت که از وی بوسه خواهم
وی آن لبهای خندان را بدزدد
66
چو دزدانم کشد آن در و گوهر
چو گاه خنده دندان را بدزدد
77
غمت دزدیده عقلم را که دیده ست
که دزد آید نگهبان را بدزدد
88
ز شرم مردمان تا چند چشمم
به دیده اشک غلطان را بدزدد
99
نخسپد کس شب از افغان خسرو
اگر چه در دل افغان را بدزدد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

