غزل شمارهٔ 85
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1من به هوس همی خورم ناوک سینه دوز را
11
من به هوس همی خورم ناوک سینه دوز را
تا نکنی ملامتی غمزه کینه توز را
22
دین هزار پارسا در سر گیسوی تو شد
چند به ناکسان دهی سلسله رموز را
33
گویم وصل، گوییم رو که هنوز چند گه
وای که چون برون برم از دلت این هنوز را
44
قصه عشق خود رود پیش فسردگان ولی
سنگتراش کی خرد گوهر شب فروز را
55
ساقی نیم مست من جام لبالب آر تا
نقل معاشران کنم این دل خام سوز را
66
بس که ز آه ناکسان تیره شده ست روز من
نیست دو دیده بنگرم این شب تیره روز را
77
جان چو خسروی و بس زخم تو وه که برکسی
باری اگر همی زنی تیر درونه دوز را
Sources
Persian text source: Ganjoor

