غزل شمارهٔ 1516
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Metre: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
Rhyme: ابتوانکردن
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن
11
با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن
بهر خوشی عمری اسباب توان کردن
22
گر پای ترا وقتی از گریه توان شستن
از بهر چنین کاری خوناب توان کردن
33
آن طره به یک سو نه از گوشه، مه تابان!
شبهای سیاهم را مهتاب توان کردن
44
گر غمزه تو جوید شاگرد به خونریزی
صد خضر و مسیحا را قصاب توان کردن
55
بیداری من بوده ست از رنج فراق امشب
چندان که به آسایش ده خواب توان کردن
66
زاهد که ترا بیند، گر قبله به دل خواهد
از طاق دو ابرویت محراب توان کردن
77
آن خوی که ز روی تو گه گاه چکد بر لب
کام دل خسرو را جلاب توان کردن
Sources
Persian text source: Ganjoor

