غزل شمارهٔ 793

Toggle stanza 1
بر رخت چون زلف پر خم بگذرد
1

بر رخت چون زلف پر خم بگذرد

آه من زین سقف طارم بگذرد

2

تا کند خیل خیالت را طلب

بر رخ من گریه دم دم بگذرد

3

وصلت آخر یک شبم روزی شود

روزی آخر این تب غم بگذرد

4

بر دلم دی تیر زد چشمت، گذشت

ور زند امروز، آن هم بگذرد

5

هر دم از تلخی آن شیرین لبت

شربت عیش من از سم بگذرد

6

نگذرانی مرهمی بر درد من

درد من، ترسم، ز مرهم بگذرد

7

بنده خسرو از حریم وصل تو

وای اگر ناگشته محرم بگذرد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor