غزل شمارهٔ 1613
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1همی ریزی به بازی خون یاران
همی ریزی به بازی خون یاران
چنین باشد سزایی دوستداران؟
به خون بیدلان خوردن مکن خوی
که کس را نآید این شربت گواران
من رسوا و هر سو خنده خلق
چو مستی در میان هوشیاران
برای صبح پیروزی که بی تست
حیات من چو شام سوکواران
تنم پرورده شد در خون دیده
چنان کز می سفال باده خواران
نگویم درد خود با کس کز این راز
نگنجد در دل نااستواران
منم سرگشته زیر پای خوبان
چو گوی افتاده در پیش سواران
شکاری را ز تیر ترک روزی ست
مرا از ناوک مردم شکاران
چه خوش می نالد اندر عشق خسرو
چو بلبل در قفس وقت بهاران
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
به باغ آییم فردا جمله یاران
همه یاران همدل همچو باران
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1913
فراق دوستانش باد و یاران
که ما را دور کرد از دوستداران
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 452
زمستان را سرآمد روزگاران
نواها زنده شد در شاخساران
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 33
مبارک باد، ماه روزه داران!
بدان مستی فزای هوشیاران!
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1519
Sources
Persian text source: Ganjoor

