غزل شمارهٔ 567
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1گر او بی یاد ما در می نیفتد
11
گر او بی یاد ما در می نیفتد
فراموشیش پی در پی نیفتد
22
نصیحت می کنم دل را که بازآی
ولیکن دل ازینها پی نیفتد
33
بریزم خون خود بر آستانت
اگر چه از رخت هر پی نیفتد
44
گهی بر من نیفتد چشم مستت
نگویی با منت تا کی نیفتد
55
درآمد عشق و تقوی خانه بگذاشت
که زهد و توبه را با می نیفتد
66
چه پرسی با تن و جانی پر از درد؟
همان دان آتش اندر نی نیفتد
77
اگر چ افتاد خسرو زو به صد رنج
خدایا، رنج من بر وی نیفتد
Sources
Persian text source: Ganjoor

