Toggle stanza 1
درد سر دوستان آه و فغان من است
1

درد سر دوستان آه و فغان من است

کاهش جان طبیب درد نهان من است

2

چند توان دید وای بر دل مسکین جفا

گیر که بیگانه شد آخر از آن من است

3

از دم سرد فراق برگ حیاتم نماند

آفت این برگ ریز باد خزان من است

4

گریه که از سوز دل گرم برون می دهم

قطره آبست، لیک شعله جان من است

5

دل که ز من گم شده ست بر تو گمان می برم

هست ترا خود یقین هر چه گمان من است

6

شوی هم از خون دل خاک سر کوی خویش

تا برود هر کجا نام و نشان من است

7

بی خبر پند گو بیهده جان می کند

از پی مردن به عشق کوه گران من است

8

می رود آن شوخ و من گر چه کنم ناله بیش

باز نیاید، از آنک عمر روان من است

9

دوش به خسرو ز لطف، گفت غلام منی

مرتبه این خطاب نرخ گران من است

Sources

Persian text source: Ganjoor