Toggle stanza 1
هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم
1

هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم

وز گلشن مراد صفایی نیافتم

2

گر همچو نای در شغب آیم، عجب مدار

کز چنگ روزگار نوایی یافتم

3

ایام ناشتا صفت آمد از این قبل

بر خوانچه امید صلایی نیافتم

4

دردم ز حد گشت و صفایی نشد پدید

کارم به جان رسید و دوایی نیافتم

5

خونم بریخت عالم و خون دگر ز چشم

عمدا بریختم که بهایی نیافتم

6

سلطانیا، به صحبت دشمن گذار عمر

کز دوستان عهد وفایی نیافتم

Sources

Persian text source: Ganjoor