Toggle stanza 1
آنچه بتوان، در غمت جان می کشد
1

آنچه بتوان، در غمت جان می کشد

تا بدان غایت که بتوان، می کشد

2

می کشد خط بر مسلمانی لبت

وانگه از خون مسلمان می کشد

3

دیده تا خط ترا بالای لب

باد خط بر آب حیوان می کشد

4

حسن روز افزونت از اوج کمال

روی مه را داغ نقصان می کشد

5

زلف کاید بر لبت، گویی که دیو

خاتم از دست سلیمان می کشد

6

آنچه دل یک چند از زلفت کشید

از لب لعلت دو چندان می کشد

7

گر ز شوخی تیر بر دل می زنی

خسرو بیچاره از جان می کشد

Sources

Persian text source: Ganjoor