غزل شمارهٔ 346
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1هنوز آن که نشینیم با تو در سینه ست
11
هنوز آن که نشینیم با تو در سینه ست
هنوز در دل من آن هوای دیرینه ست
22
هنوز مستم ازان می که روزیم دادی
هنوز در دل من آن خمار دیرینه ست
33
میی که پیش تو با خون دل بیفزودم
بدیدم آن می و آن خون هنوز در سینه ست
44
گذشت آن مه و این لحظه بیش می گویی
تصوری ست که در خواب یا در آیینه ست
55
نگر که چند شده ست تا بنات نعش شده ست
ز بهر چرخ که با او همیشه در کینه ست
66
کسی که حاصل فردا شناخت بر امروز
نبست دل که اگر بست کودک دینه ست
77
چو حال اینست بده ساقی آن سفال شراب
که نرخ آن به ترک هزار گنجینه ست
88
می مغانه به رسم قلندر آر و ببین
که ماه روزه و وقت نماز آدینه ست
99
حذر ز پنبه بی پشم امردان، خسرو
که پنبه گشته از او صد هزار پشمینه ست
Sources
Persian text source: Ganjoor

