رباعی شمارهٔ 107
Poet: Khayyam
Toggle stanza 1دی کوزهگری بدیدم اندر بازار
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
زان گونه کز ابر آمدی برف به بار
امروز کند شکوفه را باد نثار
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 10
بحری ست کف جود شه کوه وقار
هرگز نفتد به غیر گوهر به کنار
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 136
امروز من از تشنه دهانی و خمار
نی دل دارم نه عقل و نه صبر و قرار
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 870
ای دل بگذر ز عشق و معشوق و دیار
گر دیده وری ز هر سه بندی زنار
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 877
ای مرد سماع معده را خالی دار
زیرا چو تهیست نی کند نالهٔ زار
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 881
تا چند کشی سخرهٔ نفس بیکار
تا چند خوری چو اشتران خوشهٔ خار
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 888
چون از رخ یار دور گشتم به بهار
با غم بچه کار آید و عیشم بچه کار
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 889
چون دید رخ زرد من آن شهره نگار
گفتا که دگر به وصلم امید مدار
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 891
خورشید همی زرد شود بر دیوار
ما نیز همی زرد شویم از غم یار
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 893
در نوبت عشق چشم باشد در بار
چون او بگذشت دل بروید چو بهار
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 897

