غزل شمارهٔ 990
Toggle stanza 1ای غمت آرزوی جان کسی
11
ای غمت آرزوی جان کسی
درد تو مایه درمان کسی
22
گر تو فرمان نبری درمان چیست
نشود بخت به فرمان کسی
33
وه چه شمعی تو که روشن نکنی
هیچ گه کلبه احزان کسی
44
از تو داریم فغان ها که چرا
نکنی گوش به افغان کسی
55
آیت رحمتی ای ماه ولی
کی فرود آیی در شان کسی
66
جان و سر در قدمت خواهم باخت
ای ز سر تا به قدم جان کسی
77
گر تو این سرکشی از سر بنهی
جان کشم پیش تو جانان کسی
88
جامی احسنت که این طرز غزل
نتوان یافت به دیوان کسی
Sources
Persian text source: Ganjoor

