Toggle stanza 1
ای غمت آرزوی جان کسی
1

ای غمت آرزوی جان کسی

درد تو مایه درمان کسی

2

گر تو فرمان نبری درمان چیست

نشود بخت به فرمان کسی

3

وه چه شمعی تو که روشن نکنی

هیچ گه کلبه احزان کسی

4

از تو داریم فغان ها که چرا

نکنی گوش به افغان کسی

5

آیت رحمتی ای ماه ولی

کی فرود آیی در شان کسی

6

جان و سر در قدمت خواهم باخت

ای ز سر تا به قدم جان کسی

7

گر تو این سرکشی از سر بنهی

جان کشم پیش تو جانان کسی

8

جامی احسنت که این طرز غزل

نتوان یافت به دیوان کسی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور