غزل شمارهٔ 408

Toggle stanza 1
حقه لعل تو از جوهر جان ساخته‌اند
1

حقه لعل تو از جوهر جان ساخته‌اند

کام هر خسته در آن حقه نهان ساخته‌اند

2

هر لطافت که نهان بود پس پرده غیب

همه در صورت خوب تو عیان ساخته‌اند

3

هر چه بر صفحه اندیشه کشد کلک خیال

شکل مطبوع تو زیباتر از آن ساخته‌اند

4

شوخی و ناز و کرشمه همه آورده به هم

فتنه عالم و آشوب جهان ساخته‌اند

5

آن نه بالاست نهالی‌ست که از روضه قدس

به تماشاگه عشاق روان ساخته‌اند

6

محنت هجر دهد چاشنی شربت شوق

دردمندان فراقت به همان ساخته‌اند

7

تا به راه طلبت بی‌قدمان پی نبرند

کعبه وصل تو بی‌نام و نشان ساخته‌اند

8

بس که جامی صفت حسن تو نیکو گوید

عشقبازان سخنش ورد زبان ساخته‌اند

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor