Toggle stanza 1
قبای ناز درپوش و نیاز پادشاهان بین
1

قبای ناز درپوش و نیاز پادشاهان بین

کلاه دلبری کج نه شکست کج کلاهان بین

2

غم شبهای ما خواهی که چون روزت شود روشن

بیا و ناله شبگیر و آه صبحگاهان بین

3

چو کس را باز نبود در حریم حرمتت باری

سمند ناز بیرون ران و حال دادخواهان بین

4

ز دود دل سیه شد روی ما شبهای هجر ای مه

زکات حسن را روزی سوی این روسیاهان بین

5

شب است و بادیه هم راه ناپیدا و هم رهبر

بیا ای کعبه جان محنت گم کرده راهان بین

6

پناه ار ندهیم در سایه دیوار خود باری

به چشم مرحمت یک بار سوی بی پناهان بین

7

قدم در کوی عشقش می نهی اول بیا جامی

به تیغ بی نیازی کشته هر سو بی گناهان بین

Sources

Persian text source: Ganjoor