Toggle stanza 1
طره شبرنگ و جعد مشکسای خویش بین
1

طره شبرنگ و جعد مشکسای خویش بین

در خم هر موی صد دل مبتلای خویش بین

2

بر لب بام آ شبی هر سو چو من افتاده ای

سر نهاده زیر دیوار سرای خویش بین

3

برنشان پای تو رخ سوده ام شب تا سحر

از رخم اینک نشان بر خاک پای خویش بین

4

ز آرزوی یک نظر می میرم ای سلطان حسن

سرکشی از سر بنه سوی گدای خویش بین

5

برگ گل دیدن ز جیب غنچه گر داری هوس

دامن پیراهن از چاک قبای خویش بین

6

چند می پرسی کزین گونه چرا بیدل شدی

آینه بردار و شکل دلربای خویش بین

7

می روی تند و چو جامی صد گرفتار از قفا

آخر ای بی رحم یک بار از قفای خویش بین

Sources

Persian text source: Ganjoor