Toggle stanza 1
خوش آنکه آینه سان رو به روی آن پسر افتم
1

خوش آنکه آینه سان رو به روی آن پسر افتم

فروغ حسن ازل بینم و به سجده درافتم

2

کند جمال رخش جلوه ای ز عالم صورت

که از مشاهده آن به عالم دگر افتم

3

طریق عشق سپردم ازان مخاطره غافل

که از دیار سلامت به خطه خطر افتم

4

فتند اهل نظر چون به پایش از پس دیری

شوم چو اشک دوان تا ز جمله زودتر افتم

5

چو زان مه سفری خانه ام تهی بود آن به

که من ز راحت خانه به محنت سفر افتم

6

خبر رسید که باشد سری به بی خبرانش

ز ذوق این خبر خوش سزد که بی خبر افتم

7

چو نگذرد به سر من بر آن سرم که چو جامی

به هر طرف که گذار افکند به رهگذر افتم

Sources

Persian text source: Ganjoor