غزل شمارهٔ 154
Poet: Jami
Toggle stanza 1مرا از درد تو بر سینه داغی ست
11
مرا از درد تو بر سینه داغی ست
که با آن داغم از مرهم فراغی ست
22
مگو دیگر نخواهم سوخت جانت
به داغ خویشتن کین نیز داغی ست
33
من و ویرانه هجر ای خوش آن کس
که با چون تو گلی بر طرف باغی ست
44
بنال ای عندلیب هجر دیده
که باغ وصل عشرتگاه زاغی ست
55
به خوش لحنی زبان مگشای کامروز
سرود بزم گلبانگ کلاغی ست
66
تو جویان نیستی ای خواجه ور نی
ازان گم ناشده هر سو سراغی ست
77
مکن جامی ز آه آتشین بس
که شبهای غمت را خوش چراغی ست
Sources
Persian text source: Ganjoor

