غزل شمارهٔ 153
Poet: Jami
Toggle stanza 1سینه تنگم نه جای چون تو زیبا دلبری ست
11
سینه تنگم نه جای چون تو زیبا دلبری ست
خوش بیا بر چشم من بنشین که روشن منظری ست
22
بر رخ زردم ببین خط های خونین از سرشک
کین ورق در حسب حال دردمندان دفتری ست
33
هر شبی چندان ز درد هجر بگدازم که روز
در گمان افتند مردم کین منم یا دیگری ست
44
بی رخت در باغ و صحرا بهر داغ جان من
هر گل آتش پاره ای هر لاله سوزان اخگری ست
55
دوستداران سوخت جانم تا به کی دارم نهان
دوزخی در دل که این عشق بهشتی پیکری ست
66
من که و سودای جنت کز سگان کوی تو
شربت آبی که ماند سلسبیل و کوثری ست
77
تا رسید از لعل میگونت به کام خویش جام
دیده جامی ز زشک آن پر از خون ساغری ست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

