غزل شمارهٔ 208
Toggle stanza 1یار ما عزم سفر کرد خدا یارش باد
11
یار ما عزم سفر کرد خدا یارش باد
وز خطرهای سفر جمله نگهدارش باد
22
گر ببندد به سفر بار وگر بگشاید
در همه دولت توفیق مددگارش باد
33
قیمت صحبت او نقد دو عالم کردند
جان پاکان به همین نرخ خریدارش باد
44
هیچ ذوقی به گرفتاری عشقش نرسد
هرکجا جان و دلی هست گرفتارش باد
55
گوهر بحر صفا نیست جز اسرار غمش
سینه ما صدف گوهر اسرارش باد
66
حسنش آنجا که نهد عشوه گری را بازار
زآتش سوختگان گرمی بازارش باد
77
گفت صد شعر خوش از وحشت هجران جامی
مونس وحشتیان دفتر اشعارش باد
Sources
Persian text source: Ganjoor

