Toggle stanza 1
هر شبی کز ماه مهرافروز خود یاد آورم
1

هر شبی کز ماه مهرافروز خود یاد آورم

از فغان و ناله شهری را به فریاد آورم

2

شیوه شیرین اگر این ست کان بدخوی راست

در جهان من نیز روزی رسم فرهاد آورم

3

من چو نتوانم کز اول مرغ دل دارم نگاه

کی توانم کین زمان از دام صیاد آورم

4

بنده آن قامتم چون آب ازان گر در چمن

سر دهندم ره به پای سرو آزاد آورم

5

خانه ام بی او غم آباد است وای من چو شب

از در او رو به کنج این غم آباد آورم

6

خواهم از حسنت بگویم آشکارا نکته ای

مایه عشرت سوی دلهای ناشاد آورم

7

باز گوید غیرت عشقم که جامی لب ببند

ورنه بر جانت ز غم صد تیغ بی داد آورم

Sources

Persian text source: Ganjoor