غزل شمارهٔ 76
Toggle stanza 1مه که از خجلت آن شمع شکرلب بگریخت
11
مه که از خجلت آن شمع شکرلب بگریخت
تا که رسوا نشود روز شباشب بگریخت
22
مانع مرغ دل از طوف درش قالب بود
بال همت زد و از صحبت قالب بگریخت
33
دامن از ما به ملاقات رقیبان درچید
بی ادب بود ز یاران مؤدب بگریخت
44
زان طبیبم شده بیمار که بیماران را
درد سر رفت ز دیدار وی و تب بگریخت
55
نام در مصر محبت به عزیزیش نرفت
هر که را یوسف دل زان چه غبغب بگریخت
66
تاب خورشید جهانتاب کی آرد دیوی
که شب تیره ز رخشیدن کوکب بگریخت
77
شب که یا رب زدم از هجر تو تا کنگر عرش
مرغ بام فلک از ناوک یارب بگریخت
88
بود بر روی مسبب ز مسبب پرده
جامی از شوق مسبب ز مسبب بگریخت
Sources
Persian text source: Ganjoor

