Toggle stanza 1
منم ز مهر تو شبها به فکر ماه فتاده
1

منم ز مهر تو شبها به فکر ماه فتاده

نشسته اشک فشان چشم بر ستاره نهاده

2

ز هر چه غیر تو در کنج عزلتیم نشسته

به هر چه حکم تو بر پای خدمتیم ستاده

3

سگ توام به کمند جفا نوازش من کن

چو نیست بخت که سازی مشرفم به قلاده

4

دلا مبند بر مرهم شکاف های خدنگش

که بر تو آن همه درهای رحمت است گشاده

5

تو خواه رسم وفا گیر و خواه راه جفا رو

منم عنان ارادت به دست حکم تو داده

6

ز باده چهره برافروختی و مستم ازین می

که آب و رنگ تو بینم بسی ز باده زیاده

7

خوش آن زمان که تو رانی عنان فکنده و جامی

به صد نیاز دود پیش توسن تو پیاده

Sources

Persian text source: Ganjoor