Toggle stanza 1
به راه توسنش صد نازنین را خاک می بینم
1

به راه توسنش صد نازنین را خاک می بینم

سر چندین عزیزش بسته بر فتراک می بینم

2

به تیغ غمزه خواهد ریخت خون صد مسلمان را

چنین کان ترک کافرکیش را بی باک می بینم

3

همی روبم به مژگان تا نگردد پایش آزرده

به خاک راه او هر جا خس و خاشاک می بینم

4

ز شوق نکهت پیراهنش هر صبح در گلشن

لباس غنچه پاره جامه گل چاک می بینم

5

ندارد چستیی آن شوخ در دلجویی یاران

ولی در کشتن هر بیدلش چالاک می بینم

6

مرا حال دل آواره خود یاد می آید

ز درد عاشقی هر جا دلی غمناک می بینم

7

چه شد بیچاره جامی را درین شبهای غم یارب

که نام او ز لوح زندگانی پاک می بینم

Sources

Persian text source: Ganjoor