Toggle stanza 1
نادیده رخت عمری سودای تو ورزیدم
1

نادیده رخت عمری سودای تو ورزیدم

فارغ ز تو چون باشم اکنون که رخت دیدم

2

تا ساخت مرا در دل مهر رخ تو منزل

دل از همه برکندم مهر از همه ببریدم

3

هر جا که به بزم می برخاست نوای نی

دمساز شدم با وی وز شوق تو نالیدم

4

هر خار غمی کز دل خواهم کشم ای گلرخ

زان خار کنم سوزن کز خاک درت چیدم

5

از ضعف شدم مویی نگذشت دمی بر من

کز آتش عشق تو بر خویش نپیچیدم

6

تو کعبه مقصودی عیبی نبود بر من

گر رو به تو آوردم یا گرد تو گردیدم

7

ذوقی دگر است این بار اشعار تو را جامی

هرگز ز نی کلکت این زمزمه نشنیدم

Sources

Persian text source: Ganjoor