Toggle stanza 1
تند می راندی و می سوخت سراپای وجودم
1

تند می راندی و می سوخت سراپای وجودم

که به زیر سم اسب تو چرا خاک نبودم

2

به جفا دور مکن روی من از خاک ره خود

کین همان روست که صد ره به کف پای تو سودم

3

زیر لب دی سخنی گفت به من از پس عمری

بخت بد بین که ز بس بی خودی آن هم نشنودم

4

خاستم از سر جان بر سر کوی تو نشستم

کاستم از دل و دین در غم عشق تو فزودم

5

تو به تو گرچه درونم همه خون بست چو غنچه

به شکایت ز تو با هیچ کسی لب نگشودم

6

روی خوبت فکند عکس به هر سوکه کنم رو

تا ز آیینه دل صورت اغیار زدودم

7

دوش جامی چو شد از جام غمت ساقی رندان

من به آه سحری نغمه شوق تو سرودم

Sources

Persian text source: Ganjoor