Toggle stanza 1
ز آفتاب به رشکم که زیر پای تو افتد
1

ز آفتاب به رشکم که زیر پای تو افتد

ز سایه نیز که چون زلف در قفای تو افتد

2

به هر بلا رسد از تو غیر شکر نگویم

مرا عطاست بلایی که از برای تو افتد

3

به چتر شاه کجا سر درآورم که به فرقم

بس است سایه لطفی که از گدای تو افتد

4

ز خاک سرو بروید ز سرو دل چو صنوبر

چو سایه در رهی از قد دلربای تو افتد

5

اگر بهشت بود خاطرم قرار نگیرد

به خانه ای که نه همسایه سرای تو افتد

6

ز سینه کرده سپر چشم انتظار به راهم

بود که بر سپرم ناوک جفای توافتد

7

بود ز نخل سخن میوه ریز خامه جامی

امیدواری آن را که آن خورای تو افتد

Sources

Persian text source: Ganjoor