غزل شمارهٔ 41
Toggle stanza 1غم نیست کافتد از تن فرسوده سر جدا
11
غم نیست کافتد از تن فرسوده سر جدا
غم زان بود که ماند ازین خاک در جدا
22
سر بر ندارم از خط حکم تو چون قلم
گر بند بند من کنی از یکدگر جدا
33
از آب دیده گونه رخسار من نگشت
زردی به شست و شوی نگردد ز زر جدا
44
این اشک سرخ نیست که می آیدم ز چشم
خونابه ایست گشته ز ریش جگر جدا
55
گردد میان تو کمر از موی بسته زلف
کس چون کند میان تو را از کمر جدا
66
پرواز راستان سویت از بال همت است
افتد به خاک تیر چو ماند ز پر جدا
77
گفتی که جامی از تو بزودی جدا شوم
ای کاش جان شود ز تنم زودتر جدا
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

